لغت نامه دهخدا - صفحه 2296
- سرچشمه ٔ حبشی
- ملازیب
- خانر
- مجلس افروزی
- شکار اهنج
- غوطه ور کردن
- تنانیر
- براغیس
- تانغث
- غمامی
- لابل
- مراهقت
- مذانبه
- رصد ملکشاه
- امتیاز گرفتن
- ارسترخس
- شعری شامی
- حسین اباد شاهینی
- سخامه
- تکعیر
- بدقدم
- همبر
- وعده وعید
- جرغان
- مووس
- چشمه گز
- ابوالصقر
- کامروا شدن
- مغفرت پناه
- ترافع
- راه سازی
- بختو
- برنت
- صبحی
- خاک خشک
- امتساح
- در گشادن
- متجور
- داش قاپو
- همغ
- جعبله
- ابتدار
- یزدانی
- بستنگاه
- لولع
- خرم روان
- مجاهرت
- شیدابیان
- تغضیض
- بشیل
- یاختگی
- فروزانیدن
- حنادر
- جرذانه
- تعفن کردن
- شتر پای
- مدد خواهی
- بادافره نمای
- بیرون خیزیدن
- غرنبش