ترافع

لغت نامه دهخدا

ترافع. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) بهم چیزی برداشتن. ( زوزنی ) ( آنندراج ) ( المنجد ). بلند کردن چیزی را بواسطه اتفاق در جهد و کوشش دو نفر. ( ناظم الاطباء ). || با هم عرض کردن چیزی را پیش حاکم. ( آنندراج ). رجوع مدعی و مدعی علیه به قاضی مَرْضی الطرفین. ( از ناظم الاطباء ). قصه برداشتن خصمین بداور. ( المنجد ). ترافعا الی الحاکم؛ تحاکما. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ فُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با هم به پیش قاضی رفتن.

فرهنگ عمید

با هم مرافعه پیش قاضی بردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )با هم بداور شدنبا هم مرافعه پیش قاضی بردن. جمع: ترافعات.

ویکی واژه

با هم به پیش قاضی رفتن.

جمله سازی با ترافع

💡 قاضی احمد بن ابی داود در مروت و حسن ترافع، ابن معتز در تشبیه، ابن رومی در نظیر، صولی در شطرنج، ابو محمد غزالی در جمع بین علوم منقول و معقول، ابو ولیدبن رشید در تلخیص کتب طبی و فلسفی پیشینیان

💡 هر دو رفتند بترافع بحضرت مصطفی (ص) تا ایشان را حکم کند. ربّ العزّة در شأن ایشان این آیت فرستاد. رسول خدا (ص) بر ایشان خواند. آن عمّ وی گفت «اطعنا اللَّه و اطعنا الرّسول، نعوذ باللَّه من الحوب الکبیر»، و آن مال بتمامی بوی باز داد. آن جوان چون مال بوی باز رسید دست در نهاد، و نهمار در راه خدا هزینه کرد. رسول خدا گفت: ثبت الاجر و بقی الوزر.

💡 دو کس به محضر مأمون ترافع همی کردند. یکی از آن دو صدای خویش بلندتر کرد. مأمون گفت: ای فلان، حق با کسی است که دلایلش محکم تر است نه آن که صدایش شدیدتر.

💡 نیز قتیل الجن سعد بن عباده، ذوشهادتین خزیمه بن ثابت انصاری در ترافع یهودئی بر دین رسول خدا(ص) شهادت داد، ذوعینین قتاده بن نعمان که به جنگ احد چشمانش را از دست داد و رسول خدا(ص) چشمانش را بوی بازگرداند

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز