تظاهر نمودن

لغت نامه دهخدا

تظاهر نمودن. [ ت َ هَُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) هم پشتی کردن. یاری نمودن. مددکاری نمودن: ابوعلی همچنان به شعار دعوت نوح تظاهر می نمود و در ولایات خویش خطبه و سکه بنام او می کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 112 ). مشایخ بخارا بر عقب او بفرستاد و تضرعها بسیار نمود و او را با مقر ملک خویش خواند و به طاعت و متابعت او تظاهر نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 185 ). به طاعت او تظاهر نمود و از صدق موالات در انتظار وصول رایات او اعلام داد. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 262 ). || در اصطلاح امروز ظاهرسازی کردن. نمودن چیزی را بی آنکه او را اصلی باشد. و رجوع به تظاهر شود.

فرهنگ فارسی

هم پشتی کردن

جمله سازی با تظاهر نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهترين راه براى مقابله با مكتب و انقلابى كه پيروز شده است، همگام شدن ظاهرى با آنمكتب، و تظاهر نمودن به قبول آن، و سپس منحرف كردن تدريجى مردم ازاصول و پايه هاى آن مكتب است به گونه اى كه مردم متوجه حساسيت انحرافات نشوند،تنها وقتى متوجه مكتب و اعتقاد خود بشوند كه كار از كار گذشته و درمقابل عمل انجام شده قرار بگيرند، يعنى خود را درعمل و عقيده نسبت به آن مرام سست احساس كنند، اينجاست كه يك درخت تنومند و ريشه دار رامى شود موريانه وار بر اثر نابود كردن تدريجى ريشه هاى مخفى آن با يك ضربه وفشار اندك سرنگون كرد.

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز