جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 8 - صلح بر سر حق تنها در حقوقى صحيح است كهقابل نقل و اسقاط باشد، و حقى كه نه قابلنقل است و نه مى شود اسقاطش كرد صلح بر آن صحيح نيست، مانند حق مطالبه دين و حقرجوع در طلاق رجعى و حق رجوع در بذل در طلاق خلع وامثال اينها.
💡 مالی که در طلاق خلع و مبارات به شوهر پرداخت میشود عِوَض یا فدیه نامیده میشود. این طلاق از نوع طلاق بائن است یعنی شوهر حق رجوع ندارد، مگر آنکه زن پشیمان گشته و مال خود را پس بگیرد. زن در مدت عده حق رجوع به عوض را دارد که اصطلاحاً به آن ((رجوع به مابذل)) گفته میشود و در صورت این کار طلاق بائن به طلاق رجعی تبدیل خواهد شد.
💡 مساءله 9 - اگر بدهكارى كه به طلبكار حواله داده بعد از حواله خودش بدهى خودرا بپردازد ذمه محال عليه برى مى شود، حال اگر اين پرداخت به درخواستمحال عليه بوده باشد محيل حق دارد، به او رجوع نموده وجه الحواله را خودش از او بگيردو اما اگر تبرعى و داوطلبانه باشد حق رجوع ندارد.
💡 در راستای چنین اثری اعتراضنامهی نکولی صادر میشود و قبولی شخص دیگری بهعنوان شخص ثالث روی این اعتراضنامه امضا میگردد. شخص ثالث نیز تنها پرداخت سند را به نام صادرکننده بر عهده میگیرد و پس از پرداخت وجه سند، حق رجوع به صادرکننده را دارد.
💡 مساءله 18 - اگر مشترى خامه اى نسية خريدارى و آن را بافته باشد يا آردى راخريده نان پخته باشد و يا پارچه اى را نسية خريده و آن را بريده باشد و يا رنگكرده باشد حق رجوع بايع باطل نمى شود البته در دو فرضاول يعنى خامه و آرد مسئله محل اشكال است.