وعده وعید
مترادفها
وعده و تهدید
لغت نامه دهخدا
وعده وعید. [ وَ دَ / دِ وَ ] ( اِ مرکب ) وعد و وعید. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وعد و وعید شود.
- وعده وعید دادن؛ قول و قرارهای نااستوار و غیر قطعی و عمل نشدنی دادن.
فرهنگ فارسی
وعدو وعید
جمله سازی با وعده وعید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اسیران حجازی وعده امن و امان یا وعید از شامیان بیم است و باک ای ذوالجناح
💡 دیوید سینگر نیز قدرت را مستلزم نفوذ میداند. از نظر او دو تکنیک تهدید به مجازات و وعده و وعید از جمله مهمترین تکنیکهایی قدرت محسوب میشوند.
💡 بهر عیدی از لب جانان و چشم و غمزه اش وعده ای آمیخته با صد وعید آورده است