خاک خشک

لغت نامه دهخدا

خاک خشک. [ ک ِ خ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زمین بی گیاه و سبزه است. ( آنندراج ):
دگر بار سر سبز شد خاک خشک
بنفشه برآمیخت عنبر بمشک.نظامی ( از آنندراج ).

جمله سازی با خاک خشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاش نومیدی چو خاک خشک بر بادم دهد کز جبین بی‌سجودم جوهر نم رفته است

💡 اگر گنج پیش آید از خاک خشک وگر آب دریا و گر در و مشک

💡 کز خاک خشک بر در دولت‌سرای قرب زمزم به دولت قدمم پور آذرست

💡 گاه باشد خرمنی از دانه‌ای فاسد شود بخل خاک خشک مغز از صحبت قارون فزود

💡 گفت جایش را بروب از سنگ و پشک ور بود تر ریز بر وی خاک خشک

💡 کم زمنعم نیست‌کسب عزت درونش هم بیشتر از لعل خاک خشک برمی‌دارد آب

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز