تعفن کردن

لغت نامه دهخدا

تعفن کردن. [ ت َ ع َف ْ ف ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گندیده شدن و بوی گند کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعفن شود.

فرهنگ فارسی

گندیده شدن

جمله سازی با تعفن کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صادق خلخالی که مدت ها به نوع شدید بیماری پارکینسون یا همان رعشه حاد بود؛ پس از تشخیص غده سرطانی در بدن وی و ابتلایش به سرطان در دهه هفتاد به مدت ده سال در انزوا بود تا اینکه در روز ۵ آذر ۱۳۸۲ و درحالی که درگیر نارسایی قلبی، بیماری سرطان و بیماری پارکینسون شده بود در ۷۷ سالگی در قم درگذشت.شایعات مختلفی درباره مرگ وی از جمله دیده شدن کرم بر روی صورت جسد وی یا بوی تعفن جسد وی در زمان مرگ وجود دارد.

💡 هارون الرشيد وقتى صبح نزديك مى شد، به همخوابه اش مى گفت: بلند شو برويمهواى صبح را كه نسيم حيات و زندگى است استنساق كنيم، وقبل از اينكه بكارت هوا با تعفن نفس هاى مردم تيره و كدر نشده ريه خود را پر از هواىروح بخش صبح كنيم.

💡 ۲۵ ژانویه: در بین راه یک کاروان ۵۰ نفری از ارمنیان را مشاهده کردم که تماماً مرد و تحت نظارت ژاندارمری در حال عزیمت به دیرالزور بودند. رانندهٔ واگن ما می‌گفت، خوب شد که هوا سرد است و گرنه اگر هوا گرم بود بوی تعفن اجساد ارمنیان را که در جاده افتاده و گندیده‌اند نمی‌شد تحمل کرد.

دهش یعنی چه؟
دهش یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز