لغت نامه دهخدا
بیطقون. ( اِخ ) نیطقون. بنا به گفته شاهنامه، گویا نام وزیر اسکندر بود. ( لغت شاهنامه ). رجوع به نیطقون شود.
بیطقون. ( اِخ ) نیطقون. بنا به گفته شاهنامه، گویا نام وزیر اسکندر بود. ( لغت شاهنامه ). رجوع به نیطقون شود.
یا نیطقون بنا به گفت. شاهنامه ٠ گویا نام وزیر اسکندر بود ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشست از بر تخت بر بیطقون پر از شرم رخ دل پر از آب خون
💡 چو بشنید زو این سخن بیطقون سرش گشت پر درد و دل پر ز خون
💡 سبک بیطقون گفت با قیدروش که بردی سر دور مانده ز دوش
💡 تو تا ایدری بیطقون خوانمت برین هم نشان دور بنشانمت
💡 بدو بیطقون گفت کایدون کنم به فرمان برین چاره افسون کنم