واژه «وازواز» در زبان فارسی یک ترکیب وصفی و قیدی است که برای بیان حالت باز بودن، فاصله داشتن و جدا از هم قرار گرفتن اجزا یا اندامها به کار میرود و در متون لغوی به معنای «بازباز» و «با فاصله و مجزا» آمده است. این واژه زمانی استفاده میشود که بخواهند حالت غیر فشرده، پراکنده یا گشاد بودن یک وضعیت را توصیف کنند. در کاربرد رایج، «وازواز راه رفتن» به حالتی گفته میشود که فرد هنگام حرکت، پاهای خود را با فاصله زیاد از یکدیگر برمیدارد و به صورت گشاد و غیرمنظم راه میرود. این شیوه بیان بیشتر جنبه توصیفی دارد و برای نشان دادن نوع خاصی از حرکت یا رفتار بدنی به کار میرود. در معنای کلیتر، «وازواز» میتواند به هر وضعیت باز و جدا از هم اشاره داشته باشد، چه در اشیاء و چه در رفتار و حرکت. در منابع لغوی، این واژه به عنوان معادل «بازباز» و «مجزی» ذکر شده که بر مفهوم فاصله و عدم پیوستگی تأکید دارد. کاربرد آن در زبان فارسی بیشتر جنبه توصیفی و تصویری دارد و برای انتقال حالت ظاهری یک صحنه یا حرکت استفاده میشود. این واژه در گفتار کهن و ادبی بیشتر دیده میشود و در زبان امروزی کاربرد محدودتری دارد. از نظر ساختاری، «وازواز» با تکرار یک جزء زبانی، حالت تأکیدی و تصویری پیدا کرده و مفهوم گشادی و فاصله را تقویت میکند. در مجموع، این کلمه واژهای توصیفی است که برای بیان حالت باز، پراکنده و با فاصله بودن در حرکت یا وضعیت اشیاء و افراد به کار میرود و بار تصویری و ادبی دارد.
واز واز
لغت نامه دهخدا
وازواز. [وازْ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بازباز. با فاصله. مجزی.
- وازواز راه رفتن؛ هنگام رفتن پایها را دور از یکدیگر نهادن. گشاد گشاد رفتن.
وازواز. ( اِخ ) یاقوت از احمدبن محمد همدانی آرد که آن موضعی است به نهاوند و افسانه ای برای آن ذکر کرده است. رجوع به معجم البلدان ذیل وازواز شود.
فرهنگ فارسی
(صفت ) باز باز بافاصله مجزی واز واز راه رفتن.
یاقوت از احمد بن محمد همدانی آرد که آن موضعی است به نهاوند و افسانه ای برای آن ذکر کرده است.