ناخدا

ناخدا

این کلمه در زبان فارسی از واژه‌های کهن و پرکاربردی است که بیشتر در حوزه دریانوردی و کشتیرانی به کار می‌رود و در اصل به معنای صاحب، فرمانده و هدایت‌کننده کشتی یا ناو است. در گذشته، «نا» مخفف «ناو» به معنای کشتی و «خدا» به معنای صاحب و دارنده بوده است و از همین رو «ناخدا» به کسی گفته می‌شد که مالک یا فرمانروای کشتی باشد و مسئولیت هدایت آن را بر عهده گیرد. او در سفرهای دریایی وظیفه اداره کشتی، حفظ امنیت سرنشینان، تعیین مسیر حرکت و تصمیم‌گیری در شرایط دشوار را بر عهده دارد و به همین دلیل شخصیتی مهم و قابل اعتماد در دریانوردی به شمار می‌آید. این واژه در ادبیات فارسی نیز بسیار دیده می‌شود و شاعران و نویسندگان گاهی آن را نمادی از راهبر، مدیر و هدایت‌کننده دانسته‌اند. برای نمونه، در برخی اشعار عرفانی، جهان به دریایی بزرگ تشبیه شده و انسان دانا یا مرشد به صورت ناخدایی تصویر می‌شود که دیگران را به ساحل نجات می‌رساند. افزون بر این معنای شناخته‌شده، در برخی متون و فرهنگ‌های لغت قدیمی، این واژه به عنوان صفت برای فردی که به خدا اعتقاد ندارد نیز ذکر شده است، هرچند این کاربرد امروزه بسیار کم‌استعمال و نادر به شمار می‌آید. در این معنا، واژه به مفهوم بی‌اعتقاد یا منکر باورهای دینی به کار رفته است، اما در زبان امروز فارسی بیشتر مردم این واژه را تنها در معنای فرمانده کشتی می‌شناسند. این واژه از نظر تاریخی و زبانی نشان‌دهنده پیوند فرهنگ ایرانی با سفرهای دریایی، تجارت و دریانوردی در دوره‌های مختلف تاریخ است. همچنین ترکیباتی مانند «ناخدای کشتی» یا «ناخدای دریا» هنوز هم در زبان گفتار و نوشتار کاربرد فراوان دارند و نشانه مسئولیت، رهبری و مدیریت هستند.

لغت نامه دهخدا

ناخدا. [ خ ُ ] ( اِ مرکب )صاحب و خداوند ناو که کنایه از کشتی و جهاز است. ( برهان قاطع ). خداوند کشتی و جهاز. ( ناظم الاطباء ). خداوند کشتی را گویند و آن در اصل ناو خدای است. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). خداوند و مالک کشتی. ( از فرهنگ نظام ). || مجازاً راننده کشتی. ( فرهنگ نظام ). و ملاح و فرمانده کشتی. کشتیبان. ناخفراه. ( ناظم الاطباء ). رئیس ملاحان در یک کشتی. ملاح. کشتیبان. کشتی کش. بزرگ کشتی. ربان. مهتر ملاحان:
سیاهان براندند کشتی چو دود
که آن ناخدا ناخداترس بود.سعدی.کشتی شکستگان را هر موج ناخدائی است.صائب.ناخدا را خضر راهی نیست جز انجم امید
کرد اشک آخر به کویش رهنمایی ها مرا.امید همدانی.مائیم که در بحر فنائیم همه
در کشتی عمر ناخدائیم همه.حیاتی کاشی.بتا دیشب در آن کشتی که بردی بر ( ( مدا ) ) ما را
نمیدانم خدامی بردمان یا ناخدا ما را.عشقی ( دیوان ص 261 ).کشتی شکست و مردم کشتی فنا شدند
ای ناخدا جواب خدا را چه میدهی.؟- امثال:
خدا کشتی آنجا که خواهدبرد
وگر ناخدا جامه بر تن درد.
در کشتی نشستن و با ناخدا جنگیدن.
ما خدا داریم ما را ناخدا در کار نیست.
ناخدا. [خ ُ ] ( ص مرکب ) بی دین. ملحد. دهری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(خُ ) (اِ. ) کشتیبان، صاحب کشتی.

فرهنگ عمید

۱. هدایت کننده و فرماندهِ ملوانان کشتی، کشتیبان: قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد / و گر ناخدا جامه بر تن دَرَد (سعدی۱: ۱۴۲ ).
۲. (نظامی ) افسر نیروی دریایی، دارای درجه ای نظیر سرهنگ یا سرگرد نیروی زمینی.
بی دین، کافر.

فرهنگ فارسی

صاحب کشتی یاکشتیبان، افسرنیروی دریایی، سرهنگ
( صفت ) آنکه بخدااعتقادندارد

دانشنامه عمومی

ناخدا یا درست تر ناوخدای بالاترین فرمانده و راهبر در ناو آبی است. در هر کشتی یا قایق که بر آب حرکت می کند، دستور ناوخدا بر هر دستور دیگری مقدم است. وی مسئولِ جان و امنیتِ کشتی است. در کشتی های تجاری و مسافربری واژهٔ کاپیتان را به جای ناخدا به کار می برند.
ناخدا (درجه نظامی). ناخُدا درجه ایست برای افسران ارشد نیروی دریایی. «ناخدا سوم» هم سنگ سرگرد، «ناخدادوم» همسنگ سرهنگ دوم و «ناخدا یکم» هم سنگ سرهنگ در نیروی زمینی است.
واژه ناخدا از ریشه پهلوی آن ناوخدای گرفته شده که معنی دارنده و صاحب کشتی را می داده است. در فارسی جدید این واژه به گونه ناخدا درآمد.
ناخدا (فیلم ۱۹۸۱). ناخدا ( به هندی: Nakhuda ) فیلمی هندی محصول سال ۱۹۸۱ و به کارگردانی دلیپ نایک است. در این فیلم بازیگرانی همچون راج کیران، کولبوشان کارباندا، سواراپ سمپات، مادان پوری، بهارات کاپور و آشا ساچدو ایفای نقش کرده اند.

دانشنامه آزاد فارسی

ناخُدا
منصبی نظامی یا غیر نظامی در دریانوردی. ناخدا در مفهوم اعم، فرماندۀ کشتی یا ناو، و به معنای اخص درجاتی از افسری ارشد در نیروی دریایی است. درجۀ ناخدایی حد واسط بین ناو سروانی و دریاداری شمرده می شود و سه رده دارد: ناخدا یکم، برابر با سرهنگ؛ ناخدا دوم، برابر با سرهنگ دوم؛ ناخدا سوم، برابر با سرگرد در دیگر نیروهای مسلح. ناخدای نظامی الزاماً فرماندۀ ناو یا ناوچه نیست و ممکن است در مقرهای فرماندهی، ستاد و یا رسته های دیگر (رزمی، پشتیبانی، مهندسی و جز آن) خدمت کند و یا فرماندهی یک ناوگروه را برعهده داشته باشد. در دریانوردی غیر نظامی، این عنوان فقط به فرماندۀ قایق یا کشتی اطلاق می شود. اصطلاح ناخدا در ایران پیشینه ای کهن دارد و کوتاه شدۀ ناوخُدات پهلوی (به معنای فرماندۀ کشتی) است.

جمله سازی با ناخدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احمق، کتاب دید و گمان کرد عالم است خودبین، به کشتی آمد و پنداشت ناخداست

💡 کمند موج را در تاب دارد اضطراب من به دریای غم افتدگر بگیرد ناخدا دستم

💡 ای موسی بحر آشنا خضر است ما را ناخدا چون بشکند کشتی ما، زودتر به ساحل می‌رسد

💡 چو دل شد آب، دست سعی از تدبیر کوته کن که این دریا عنان اختیار از ناخدا گیرد

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز