شسوع

لغت نامه دهخدا

شسوع. [ ش َ ] ( ع ص ) دور و بعید. ج، شُسع. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
شسوع. [ ش ُ ] ( ع اِ )ج ِ شِسع. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ شسع، به معنی دوال نعل. ( آنندراج ). رجوع به شسع شود.
شسوع. [ ش ُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی شَسَع. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || بعید شدن منزل. ( آنندراج ). دور شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به شسع شود.

جمله سازی با شسوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بهر جود تو زانرو مهان هفت اقلیم به درگه تو گرایند از بلاد شسوع

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز