ویکی واژه - صفحه 46
- واگن مخزنی
- پرتو اصلی
- فواده
- ارابه
- کنوره
- مدیر تولید
- پا کوتاه
- زبال
- تماس برهمایشی
- صدور گواهی
- اطول
- نق زدن
- غرارت
- مرمی
- امشی
- ایشکوزا
- عدد پیوند
- ضراط
- فرمان فرمایی
- رکاب جنباندن
- آنتیژن
- خدمات حمایتی خانواده
- بدلگام
- چغامه
- نبشته
- در خانه
- کفانیدن
- طرفیت
- بازار شکستن
- متمدد
- چخنده
- کربن کردن
- تیریز
- تحت نظر
- تورانزمین
- پوست کندن
- شیر تبخیری
- دوسالاری
- کارپردازی
- سابقه
- انبازی
- زودرس
- بازپیوندش
- آدم داخل
- خبر کردن
- مملح
- مناجزت
- کرومانیون
- سختی مطلق
- ورق سرستون
- دایر کردن
- رایاندن
- رواناب
- برج آرامگاهی
- اهانت کردن
- فضای متناهیبعد
- خط اتصال
- ژکال
- آتش خاموش کن
- گاتاها