جهنده. [ ج َ هََ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه جهد. جهش کننده. جستن کننده. جهان:
چو چنبرهای یاقوتین بروزباد گلبنها
جهنده بلبل و صلصل چو بازیگر بچنبرها.منوچهری. || گذرنده. ناپایدار. فانی:
منه هیچ دل بر جهنده جهان
که با تو نماند همی جاودان.فردوسی.چنین است رسم جهنده جهان
همی راز خویش از تو دارد نهان.فردوسی. || درخشنده:
چشم و چراغ قوم و قبایل ز پیش چشم
برق جهنده چون برود آنچنان برفت.سعدی.
(جَ هَ د ) (ص فا. ) جست و خیزکننده.
۱. جست وخیزکننده.
۲. [قدیمی، مجاز] ناپایدار.
( اسم ) جست زننده جست و خیز کننده پرنده.
جهنده (رمان). جهنده ( به انگلیسی: Jumper ) رمانی علمیـتخیلی نوشتهٔ استیون گولد است که توسط تور بوکز در ایالات متحدهٔ آمریکا منتشر شده است.
در سال ۲۰۰۸ فیلمی به همین نام به کارگردانی داگ لیمان، محصول ایالات متحدهٔ آمریکا، بر پایهٔ این رمان ساخته شد.
جهنده (فیلم ۲۰۰۸). جهنده ( به انگلیسی: Jumper ) فیلمی علمی ـ تخیلی به کارگردانی داگ لیمان محصول سال ۲۰۰۸ ایالات متحدهٔ آمریکا است که بر پایهٔ رمانی به همین نام ساخته شده است. این فیلم داستان مرد جوانی است که قادر به دورنوردی است.
جست و خیزکننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیرم جهنده باد بود نیش ناچخا گیرم فسرده آب بود نوک نشترا
💡 تبارک الله چشم بد از کمالش دور چو نور بود بر آن مرکب جهنده چو نار
💡 گویی علمی از سقلاطون سپیدست از باد جهنده متحرک شده نهمار
💡 رمنده همچومرادورسنده چون روزی جهنده همچونسیم وخورنده آتش وار
💡 بر جهنده شده هر خفته ز جذب کرمش چون گلستان ز صبا و بچه از ذوق صبا
💡 به سان هیون گردن و دست و پای به پیکر چو کوه جهنده ز جای