لغت نامه دهخدا
برادری کردن. [ ب َ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) همچون برادر با دیگری رفتار کردن. اخوت نمودن. ( فرهنگ فارسی معین ). اخوت کردن و محبت اخوت با کسی معمول داشتن. ( از ناظم الاطباء ). || به مساوات عمل کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
برادری کردن. [ ب َ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) همچون برادر با دیگری رفتار کردن. اخوت نمودن. ( فرهنگ فارسی معین ). اخوت کردن و محبت اخوت با کسی معمول داشتن. ( از ناظم الاطباء ). || به مساوات عمل کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) ۱- همچون برادر با دیگری رفتار کردن اخوت نمودن. ۲- بمساوات عمل کردن.
همچون برادر با دیگری رفتار کردن اخوت نمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل نبود برادری کردن از پی رنج دل جگر خوردن