رفتار کردن

لغت نامه دهخدا

رفتار کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گذر کردن. ( ناظم الاطباء ). || سلوک کردن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). عمل کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). || پیش آمدن. ( ناظم الاطباء ). || حرکت کردن. راه رفتن. ( فرهنگ فارسی معین ):
خر که کمتر نهند بر وی بار
به ره آسوده تر کند رفتار.سعدی.سرو بلند بین که چه رفتار می کند
شوخ شکردهن که چه گفتار می کند.سعدی.سرو ایستاده به چو تو رفتار می کنی
طوطی خموش به چو تو گفتارمی کنی.سعدی.کجا همی رود آن شاهد شکرگفتار
چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار.سعدی.رجوع به رفت آمد و رفت و آمد شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - حرکت کردن راه رفتن: [[ چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار ]] ( حافظ ). ۲ - سلوک کردن عمل کردن.

جمله سازی با رفتار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تساهل در کتابهای لغت از ریشه «سهل» و به معنای آسان گرفتن، به نرمی رفتار کردن، سهل گرفتن بر یک‏دیگر و سهل انگاری است. تسامح از ریشه «سمح» و به معنای مدارا کردن، فروگذار نمودن و کوتاه آمدن با گذشت و بزرگواری است. معمولاً این دو واژه را مترادف هم به کار می‏برند اما با توجه به ریشه یابی لغوی، تسامح فرقی با تساهل دارد و آن این‏که: تسامح سهل گرفتنی است که با گذشت و بزرگواری همراه است.

💡 تشویق کردن مراجع به رفتار کردن به همان شیوه ای که مشاور خودش در زندگی و در مواجهه با مسائل پیش می‌گیرد نیست.

💡 در اساطیر ایرلندی آمده‌است که یکی از شخصیت‌ها در موقعیتی قرار گرفت که مجبور بود میان دو تابوی خوردن گوشت سگ یا رفتار کردن بر خلاف اصول مهمان نوازی یکی را انتخاب کند و او خوردن گوشت سگ را انتخاب کرد که موجب مرگش شد.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
اعلان یعنی چه؟
اعلان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز