لغت نامه دهخدا
درفروش. [ دُ ف ُ ] ( نف مرکب ) در فروشنده. فروشنده در. آنکه در فروشد:
لعل و در بیش از آنکه قدر و قیاس
داندش درفروش و لعل شناس.نظامی.
درفروش. [ دُ ف ُ ] ( نف مرکب ) در فروشنده. فروشنده در. آنکه در فروشد:
لعل و در بیش از آنکه قدر و قیاس
داندش درفروش و لعل شناس.نظامی.
در فروشنده فروشنده در آنکه در فروشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 1 - بنابر احتياط در وكالت تنجز و قطعيت شرط است، به اين معنا كهاصل وكالت را مشروط به شرطى نكنند مثلا نگويد: (هرگاه فلانى آمد تووكيل منى ) و يا (زمانى كه قرص ماه آينده طلوع كرد تووكيل منى در فلان كار)، بله در متعلق وكالت شرط آوردناشكال ندارد مثل اينكه موكل بگويد: (تو در فروش خانه ام وكيلى لكن به شرطى كهوقتى فلانى آمد بفروشى ) و يا به شرطى كه در فلان زمان بفروشى.
💡 مهترا کهتر که باشد چون تو آیی در خطاب زان زبان در فروش و خاطر گوهر طلب
💡 در اروپا گزارشهایی از عدم صداقت در فروش یا جرائم صورتگرفته توسط دستفروشان دورگرد گزارش شدهاست.
💡 چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری در فروش رسته ی بازار عمان یافتم
💡 او، نخستین بار، در اکتبر ۲۰۰۵ میلادی در مجله پلی بوی، ظاهر شد. او، در جوانی، علاوه بر علاقه به بازی در فوتبال آمریکایی، در فروش تجهیزات ساخت و ساز و همچنین رستورانهای زنجیره ای، تجربه کسب کرده است. همچنین، او در سریال دخترهای همسایه، به ایفای نقش پرداخته است.
💡 و گر گاهی به دست در فروشی به کف میآیدت یک در شهوار