لغت نامه دهخدا
درفروشی. [ دُ ف ُ] ( حامص مرکب ) عمل در فروش. فروختن در:
خاک دُرسا کرد خاقانی و گفت
در فروشی را دکان در بسته ام.خاقانی.
درفروشی. [ دُ ف ُ] ( حامص مرکب ) عمل در فروش. فروختن در:
خاک دُرسا کرد خاقانی و گفت
در فروشی را دکان در بسته ام.خاقانی.
عمل در فروش فروختن
💡 ایا صدری که در بازار دانش کند کلک تو دایم در فروشی