مهر کردن
مترادفها
مهر زدن، بستن، ثبت کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مهر را بر کاغذ و جز آن فشاردن تا نقش مهر بر آن منقو ش گردد.
ویکی واژه
sigillare
جمله سازی با مهر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر کرا اسرار کار آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
💡 از آن دختران و رفیقان او که بر قصر مه مهر کردند رو
💡 دیده را آیینه دار مهر کردن مشکل است حیرتی دارم که چون خود را تماشا کرد حسن
💡 هر حصاری که از آن خونها پر گشت همی مهر کردند و سپردند به دست مه و سال
💡 هرکه را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند
💡 کارمند مسئول بایگانی موظف است بر تمامی اسناد و مدارک مهم اداری، مهر کردن لازم را انجام دهد تا از اعتبار و صحت آنها اطمینان حاصل شود.
💡 برای تایید نهایی قرارداد بین دو شرکت بزرگ، مدیر عامل باید حتماً با استفاده از مهر کردن رسمی، بر روی صفحه آخر توافقنامه امضا کند.
💡 پیش از ارسال نامههای رسمی به سازمانهای دولتی، حتماً دقت کنید که تمامی صفحات مربوطه را با مهر کردن مناسب، برای تایید نهایی آماده کرده باشید.