آمولن

لغت نامه دهخدا

( آمولن ) آمولن. [ ل ُ ] ( یونانی، اِ ) نشاسته. نشا. لباب البر. لباب الحنطه. لباب الفوم. لباب القمح. آبگون.

فرهنگ معین

( آمولن ) (لُ ) [ معر. ] (اِ. ) نشاسته، نشا.

فرهنگ عمید

( آمولن ) نشاسته، آمیدون.

ویکی واژه

نشاسته، نشا.

جمله سازی با آمولن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه صحایف آفاق را بیاهارد دمنده ابر سیاه از سپید آمولن

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز