نیش دار

لغت نامه دهخدا

نیشدار. ( نف مرکب ) صاحب نیش. دارنده نیش. آنکه نیش دارد چون عقرب و مانند آن. ( یادداشت مؤلف ). گزنده. نیش زن:
بیندیش از آن پشّه نیشدار
که نمرود را گفت سر پیش دار.نظامی.|| ذوناب. آنکه نیش دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). حیوان درنده. || آزارنده. زننده. ( یادداشت مؤلف ). موهن. اهانت آمیز. ( فرهنگ فارسی معین ): کنایه یا سخن نیشدار؛ طعنه و سخن ملامت آمیز و دلازاری که به قصد آزردن و توهین کسی ادا شود.

فرهنگ معین

(ص فا. ) ۱ - آن که نیش دارد. ۲ - دارای نوک تیز. ۳ - اهانت آمیز.

فرهنگ عمید

۱. دارای نیش.
۲. [مجاز] زننده و آزاردهنده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه نیش دارد: ذوناب: (( جانور نیشدار. ) ) ۲ - دارای نوک تیز. ۳ - موهن اهانت آمیز: (( در حالی که با آب بازی بازی میکرد بحرفهای او که گزنده و نیشدار شده بود گوش داد. ) )

ویکی واژه

آن که نیش دارد.
دارای نوک تیز.
اهانت آمیز.

جمله سازی با نیش دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل رهروان فریبی به کلام نیش داری مگر اینکه لذت او نرسد به نوک خاری

💡 تن پر ز نیش دارد چو درون ریش دارد غم و درد بیش دارد نفسش حیات از آن شد

💡 چشمه‌ای را به قطره‌ای مفروش کاین همه نیش دارد آن همه نوش

💡 جهان هر دم رهی در پیش دارد به دستی نوش و دستی نیش دارد

💡 بر سر خوانی که حلوا جمله زهرآلود شد نیش دارد همچو زنبور انگبین غافل مباش

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز