لغت نامه دهخدا
( آزادیخواهی ) آزادیخواهی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) چگونگی و صفت آزادیخواه. آزادی طلبی.
( آزادیخواهی ) آزادیخواهی. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) چگونگی و صفت آزادیخواه. آزادی طلبی.
( آزادی خواهی ) چگونگی و صفت آزادیخواه
( آزادیخواهی ) چگونگی و حالت آزادیخواه: ۱ - طرفداری از آزادی فردی.
آزادیخواهی
(سیاسی): هواداری و طرفداری از آزادی. اینها... حرف حق و آزادیخواهی را میدانند. «حاجسیاح»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گسترش آزادیخواهی مارشال رویکرد آزادی مدنی را تکرار میکند (یعنی تعهد به گسترش حقوق برابر برای همه اعضای یک جامعه). در محیطگرایی، عموماً تصور میشود که جامعه از افراد غیر انسان و همچنین انسان تشکیل شدهاست.
💡 قبایل بربری یا آمازیغ ساکن منطقه شمال آفریقا از دیرباز دارای روابطی گسترده با ملل و تمدنهای کهن فنیقی، کارتاژی، رومانی، وندالی و بیزانسی بودهاند. با این وجود هیچیک از این تمدنها توانائی تسلط کامل بر منطقه را نداشتند. چرا که قبایل ساکن آن دارای صفات متمایزی چون ایستادگی و مقاومت و همچنین آزادیخواهی و پایبندی به فرهنگ و زبان خود بودند.
💡 پدرش زینالعابدین حائری مازندرانی از مراجع تقلید عصر قاجار بود و در کربلا اقامت داشت. نام اصلی ابن الشیخ، محمد بود، ولی به اعتبار پدرش به ابنالشیخ معروف شد. نزد پدر علم آموخت و پس از مرگ پدر شاگرد میرزا حبیبالله رشتی در نجف شد و پس از مرگ او به خواهش مریدان پدرش به هندوستان رفت و چهاردهسال درآنجا ماند. برخورد با ملتهای گوناگون او را با سیاست استعماری غرب آشنا ساخت و به آزادیخواهی کشانید.