اوغاد

لغت نامه دهخدا

اوغاد. [ اَ ] ( ع ص ) ج ِ وَغْد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ وَغْد، به معنی ناکس و فرومایه:
فمتی تقر العین من ولدالزنا
و متی تطیب شمائل الاوغاد.( جهانگشای جوینی ).رجوع به وغد شود.

فرهنگ معین

(اَ یا اُ ) [ ع. ] (ص. ) جِ وَغد، کم خردان، ابلهان.

فرهنگ عمید

مردمان فرومایه.

ویکی واژه

جِ وَغد؛ کم خردان، ابلهان.

جمله سازی با اوغاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شکوه ها دارم اما ز فلک زان که فلک یار اوباش شود یاور اوغاد بود

💡 همه اجا مرو اوغاد و گول و نابخرد همه اراذل و اوباش و منکر و منکر

💡 دور ساز این اراذل و اوغاد برکن از ملک بیخ جور و فساد

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز