ارجمندی
مترادفها
بزرگی، شرافت، عزت، بزرگواری
متضادها
خواری، ذلت، پستی
لغت نامه دهخدا
ارجمندی. [ اَ م َ] ( حامص مرکب ) گرانبهائی. || عزّ. عِزّت. ( زوزنی ). عزازت. ذوآبة. ( منتهی الارب ). مقابل ِ ذُل و ذلّت و خواری: هو فی عِز و مَنعة؛ یعنی او در ارجمندی است و با خود حمایت کنندگان و پشتی دهندگان دارد. هو فی عِز مَنیع؛ او در عزّت و ارجمندی است. اخسن الرجل؛ خوار گردید بعد ارجمندی. مریرة؛ ارجمندی نفس. ( منتهی الارب ):
به کسری چنین گفت کای شهریار
جهان را بدین ارجمندی مدار.فردوسی.|| کَرامت. ( منتهی الارب ). بزرگواری. || فضیلت. || قدر. منزلت. شوکت: کُوفان و کَوْفان؛ ارجمندی و شوکت. ( منتهی الارب ). || لیاقت. شایستگی. || آبرومندی.
فرهنگ عمید
بزرگواری، عزت.
فرهنگ فارسی
۱ - گرانبهایی پربهایی. ۲ - بزرگواری کرامت. ۳ - عز عزت عزیزی مقابل ذلت خواری. ۴ - لیاقت شایستگی. ۵ - بی نیازی توانگری. ۶ - وقار. ۷ - خرمی سرسبزی. ۸ - جوانمردی سخاوت. ۹ - نجابت اصالت. ۱٠ - دانایی هوشیاری خردمندی.
جمله سازی با ارجمندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی ارجمندی بود کشته خوار چو با شاه گیتی کند کارزار
💡 تا نشد آیینه خاکستر نشین، رویی ندید کرده هرکس خاکساری، ارجمندی یافته
💡 سربلندیش نخل بی ثمری است ارجمندیش گلبنی همه خار
💡 آیدین ارجمندی (زادهٔ ۵ فروردین ۱۳۶۷ در تهران) طراح و کارتونیست ایرانی است. او تا کنون موفق به دریافت جوایز زیادی در رده ملی و بینالمللی شده و عضو رسمی کنسرسیوم جهانی طراحی، باشگاه جهانی دیزاین، انجمن بینالمللی صنایع خلاق، و مجمع بینالمللی طراحان می باشد.
💡 ارجمندیه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
💡 طلب می کن به صدر ارجمندی ز تعظیم فرودان سربلندی