منافسه. [ م ُ ف َ / ف ِس َ / س ِ ] ( از ع، اِمص ) رغبت کردن در چیزی به طریق مساوات و معارضه کردن و حسد بردن. ( غیاث ). منافسة. مبارات. رغبت کردن به چیزی از رقابت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): در او منافسه و مناقشه کردند... چون گفتاگوی بسیار شد قرار دادند بر قرعه. ( تفسیر ابوالفتوح، یادداشت ایضاً ). رجوع به منافسة و منافست شود.
(مُ فَ سَ ) [ ع. منافسة ] (مص ل. ) هم چشمی کردن، رقابت کردن.
رقابت کردن، هم چشمی کردن.
۱ - ( مصدر ) هم چشمی کردن رقابت کردن. ۲ - برقابت هم بچیزی رغبت کردن. ۳ - ( اسم ) رقابت. ۴ - رغبت بچیزی برقابت.
با کسی مزاحمت کردن در رغبت چیزی. رغبت کردن در چیزی بطریق مبارات.
منافسة
هم چشمی کردن، رقابت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منا، منافسه فى سلطان، و لا التماس شى منفضول الحطام، و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك فيامن المظلومونمن عبادك و تقام المعطله من حدودك )) (54)
💡 آن است كه كراهت ندارد از رسيدن نعمت به ديگرى و دوست نداردزوال نعمت او را، بلكه دوست دارد كه مثل آن نعمت را خودش دارا شود بدون اينكه از ديگرىگرفته شود و اين حال را ((غبطه و منافسه )) مى نامند.
💡 ((اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منا منافسه فى سلطان و لا التماس شى ء منفضول الحطام، وليكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك، فيا منالمظلومون من عبادك، و تقام المعظله من حدودك )). (20)