تخت نشینی
مترادفها
سلطنت، پادشاهی، حکمرانی
متضادها
خلع شدن، سقوط
لغت نامه دهخدا
تخت نشینی. [ ت َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) سلطنت و پادشاهی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سلطنت و پادشاهی.
فرهنگستان زبان و ادب
{no-flare landing} [حمل ونقل هوایی] نشست هواپیماهای دارای چرخ دماغه به صورتی که هر سه ارابۀ فرود هم زمان با سطح باند تماس پیدا کنند
جمله سازی با تخت نشینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نووگورود همواره نقش مهمی در سیاست روس داشت. برای نمونه کمک به ولادیمیر کبیر و به تخت نشاندن یاروسلاو خردمند توسط نووگورود انجام شد. یکی از نخستین اقدامات یاروسلاو پس از به تخت نشینی، دادن آزادیها و امتیازات متعدد به نووگورودیهای وفادار بود. به این ترتیب بنیان جمهوری نووگورود گذاشته شد. نووگورود با این وجود که بخشی از روس کیف بود، به یک مرکز منطقهای قدرتمند با استقلال بسیار تبدیل شد.
💡 تاریخ نشان داده است که تخت نشینی پادشاهان و حاکمان قدرتمند، همواره با چالشهای بزرگ سیاسی و تلاشهای مداوم گروههای مخالف برای رسیدن به قدرت همراه بوده است.
💡 پس از سالها تلاش و مبارزه برای آزادی کشور، سرانجام دوران تخت نشینی مستبدان به پایان رسید و مردم به دنبال برقراری نظام دموکراتیک بودند.
💡 سیاستمدار جوان با رویاهای بزرگ، همواره در ذهن خود به دنبال راهی برای رسیدن به جایگاه بالا و تخت نشینی در ساختار قدرت سیاسی بود.