لغت نامه دهخدا
تخت نشینی. [ ت َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) سلطنت و پادشاهی. ( ناظم الاطباء ).
تخت نشینی. [ ت َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) سلطنت و پادشاهی. ( ناظم الاطباء ).
سلطنت و پادشاهی.
{no-flare landing} [حمل ونقل هوایی] نشست هواپیماهای دارای چرخ دماغه به صورتی که هر سه ارابۀ فرود هم زمان با سطح باند تماس پیدا کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نووگورود همواره نقش مهمی در سیاست روس داشت. برای نمونه کمک به ولادیمیر کبیر و به تخت نشاندن یاروسلاو خردمند توسط نووگورود انجام شد. یکی از نخستین اقدامات یاروسلاو پس از به تخت نشینی، دادن آزادیها و امتیازات متعدد به نووگورودیهای وفادار بود. به این ترتیب بنیان جمهوری نووگورود گذاشته شد. نووگورود با این وجود که بخشی از روس کیف بود، به یک مرکز منطقهای قدرتمند با استقلال بسیار تبدیل شد.