ویکی واژه - صفحه 4
- شکوفا
- مرس
- نشور
- دوبرجی
- مهوار
- فناوری نرم
- صفا دادن
- ریشهکن
- چای صاف کن
- قاصره
- مالاندن
- رادیوتراپی
- شب چراغ
- کشیدگی رباط
- نان دانی
- دریافت کردن
- اشغال کردن
- ایستگاه چندطبقه
- کینه خواه
- رمزگذاری پخش
- مناطق
- پرسیت
- اتکاء
- فقار
- تایمر
- طبقه بالا
- گورپوش
- آشنوناک
- نمادکامی
- عقوه
- شناورسنگ
- باد زناری
- قطار ساختمانی
- قاعد
- کوریدور
- اعوج
- سواره
- لقمه گرفتن
- هشتاد
- کودـ بذرکاری
- پاکسازیشده
- کارتکس
- اندام کورتی
- شورم
- طاس کباب
- دلدار
- سردایش گزینشی
- منافع طبقاتی
- آنگهی
- گردآلود
- پیوند چندمرکزی
- پیشگیری گزینشی
- بو بردن
- ابر کوچک ماژلان
- فراگرد
- کنگاور
- دولت موقت
- آگاهان
- مستبدع
- فرهنجه