هیئت انتخابات
مترادفها
هیئت انتخاب، شورای انتخابات
فرهنگستان زبان و ادب
{election commission, electoral commission, election board, electoral board, electoral council, board of elections} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نهاد مسئول برگزاری انتخابات
ویکی واژه
نهاد مسئول برگزاری انتخابات.
جمله سازی با هیئت انتخابات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأیها به مادورو داده شد - که از زمان مرگ چاوز نقش رئیسجمهور را بر عهده داشت -. کاپریلس نتایج انتخابات را رد کرد، ادعای بینظمی و تقلب در انتخابات را کرد و خواستار بازرسی کامل از نتایج انتخابات شد، مادورو گفت که وی نتایج انتخابات را قبول میکند و هیئت انتخابات با تقاضای مخالفان برای بازشماری کامل مخالفت کرد.
💡 هیئت انتخابات با نظارت دقیق بر صندوقهای رأی، تلاش کرد تا از سلامت و شفافیت فرآیند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در تمام مناطق کشور اطمینان یابد.
💡 طبق قوانین جدید، هیئت انتخابات موظف است تمام شکایات و اعتراضات مربوط به نحوه برگزاری رأیگیری را در کوتاهترین زمان ممکن بررسی کند.
💡 اعضای هیئت انتخابات با دقت بسیار زیادی، نتایج نهایی شمارش آراء را بررسی کردند تا از عدم وجود هرگونه تقلب در فرآیند رایگیری مطمئن شوند.