فرهنگستان زبان و ادب
{fast break, fast attack} [ورزش] در بسکتبال، حملۀ متقابل بسیار سریع که در آن مهاجمان، پیش از آنکه حریفان بتوانند جاگیری مناسبی داشته باشند یا آنها را متوقف کنند، با سرعت به سمت سبد می دوند
{fast break, fast attack} [ورزش] در بسکتبال، حملۀ متقابل بسیار سریع که در آن مهاجمان، پیش از آنکه حریفان بتوانند جاگیری مناسبی داشته باشند یا آنها را متوقف کنند، با سرعت به سمت سبد می دوند
در بسکتبال، حملۀ متقابل بسیار سریع که در آن مهاجمان، پیش از آنکه حریفان بتوانند جاگیری مناسبی داشته باشند یا آنها را متوقف کنند، با سرعت بهسمت سبد میدوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۹ مارس ۱۹۱۶ این ژنرال کهنهکار رهبری جبههٔ جنوب غربی را عهدهدار شد که مقداری آزادی عمل برایش دست و پا کرد. یورشهای اخیر روسها نشان میداد که اکثراً متمایل به یورش به بخشهای کوچک و کوچکترِ جبهه، با تمرکز فزایندهٔ توپخانه و نفرات جهت حصول رخنه در خطوط دشمن بودند. خط جبههٔ باریک این یورشها سبب میگردید که ضدحمله برای آلمانها تسهیل شود و همین طرز عمل به شکستهای متوالی روسها منجر میشد.
💡 در ۱۷ اوت ۱۹۲۰ میلادی و هنگامی که ارتش سرخ برای آفند نهایی و فتح ورشو آماده میشد ضدحمله سنگین لهستانیها آغاز شد و سوارهنظام لهستانی ضربه سختی به ارتش چهارم وارد کردند. در اثر این ضدحمله ارتش چهارم عملاً نابود شد، بسیاری از سربازان کشته و اسیر شدند و بقیه هم به خاک آلمان که بیطرف بود فرار کردند و خود را تسلیم نیروهای آلمانی نمودند.
💡 راجع به هرگونه حمله فرانسویان در حد فاصل متز و استراسبورگ، او اصرار داشت که رویکرد صحیح آلمان این نیست که فرانسه را به خطوط مرزی خودش پس بزند بلکه این است که در داخل خاک آلمان وی را قلع و قمع کند و این جز «حمله به جناحین و عقب دشمن» معنی دیگری ندارد. هرگاه با این فرمول اشلیفن مواجه میشویم، باید توجه داشته باشیم که اشلیفن دارد از یک ضدحمله در چارچوب استراتژی دفاعی سخن میراند.