جاگیری
مترادفها
استقرار، تثبیت، ریشه داشتن
متضادها
جابجایی، کوچ، ناپایداری
ویکی واژه
جاگیری (جمع جاگیریها)
حجم
ظرفیت
جمله سازی با جاگیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه جاگیری یکی اقلیم زرخیز هوایش بر تهیدستان فرح بیز
💡 هر کجاگیری گلی در آب معمار خودی کار هر کس را دهی انجام در کار خودی
💡 هر کجاگیری به حکم دین فره آن فره را هم به حکم دین بده
💡 برای پیدا کردن بهترین جاگیری در بازار سرمایه، سرمایهگذاران باید با دقت بسیار زیادی تحلیلی از روند تغییرات قیمتها و حجم معاملات روزانه انجام دهند.
💡 معماری مدرن امروزی تلاش میکند تا با استفاده از تکنولوژیهای نوین، بهترین جاگیری را برای اشیاء در فضاهای بسیار کوچک و محدود شهری فراهم آورد.
💡 در هنگام چیدمان قطعات حساس در کارخانه، مهندسان باید دقت کنند که بهترین جاگیری را برای جلوگیری از لرزشهای احتمالی در حین تولید داشته باشند.