جاخالی کردن
مترادفها
ایجاد خلأ، فاصله انداختن
متضادها
پر کردن
لغت نامه دهخدا
جاخالی کردن. [ ک َ دَ] ( مص مرکب ) خود را کنار کشیدن. خود را جمع کردن.
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص ل. ) خود را کنار کشیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خود را کنار کشیدن خود را جمع کردن.