فرهنگ معین
( ~. تَ ) (ص. ) (عا. ) ظرفیت داشتن.
( ~. تَ ) (ص. ) (عا. ) ظرفیت داشتن.
(عا.)
ظرفیت داشتن.
💡 همان طور كه ديديم نطفه انسان پس از طى چندين مرحله به موجود جديدىتبديل مى گردد. زيرا در مورد آخرين مرحله از كلمه انشا استفاده كرد.انشابر خلاف خلق يعنى ايجاد جديد و بى سابقه. خداوندا به خاطر خلق آن مراحلى كهانسان در داشتن آنها با حيوانات شريك است به خود تبريك نمى گويد.بلكه هنگامى خودتبريك گفته و خود را احسن الخالقين مى نامد كه روح انسانى به جسمانسان تعلق مى يابد. پس اگر خداوند با خلق انسان بهترين خلق كننده هاست، انسان نيزبهترين مخلوق است. اين بهترين بودن انسان نسبت به ساير مخلوقات قطعا به خاطرجنبه اى است كه حيوانات فاقد آن هستند. آنها به خود تبريك نمى گفت چرا حيوانات نيزنه تنها داراى اين جنبه ها هستند، بلكه در قواى بدنى از انسان بسيار قويترند.
💡 چون ولايت روى به سوى حق داشتن است لذا بحث فناى عبد و جنبه بشرى او در جهت ربانىمطرح است كه در تعريف ولايت قيام عبد به حق در نزد فناى او از جهت خودش يعنى از جنبهبشرى اش آمده است.