ابرنجن. [ اَ رَ ج َ ] ( اِ ) حلقه ای از زر یا سیم و مانند آن که زنان برمچ و بند دست یا مچ و بند پای کنند زینت را. و آنرااورنجن و اورنجین نیز نامند. آنچه را بر دست کنند دست ابرنجن و دست آبرنجن و دست آورنجن و دست اورنجن و دست اورنجین و دست بند نامند، و عرب سِوار گوید. و آنچه را بر پای کنند پای ابرنجن و پای آبرنجن و پای ابرنجین وپای اورنجن و پای اورنجین گویند، و عرب خلخال نامد.
(اَ رَ جَ ) (اِ. ) النگو، دستبند.
( اسم ) حلقه ای از زر یا سیم و مانند آن که زنان برای زینت بر مچ و بند دست یا مچ و بند پای کنند و آنرا اورنجن و اورنجین نیزنامند و آنچه را بر دست کنند دست آبرنجن و دست آورنجن و دست اورنجن و دست اورنجین و دست بند گویند و عرب سوار گوید. و آنچه را بر پای کنند ابرنجن و پای آبرنجن و پایابرنجین و پای اورنجن و پای اورنجین گویند و عرب خلخال نامد.
النگو، دستبند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش آمد بعد سه روز آن زنش پس نهاد آنجا دو دست ابرنجنش
💡 چو سیمین زورقی در ژرف دریا چو دست ابرنجنی در دست حورا
💡 این همه زرینه در گرد تنم میندیدم این دو دست ابرنجنم
💡 بر سر آن نه دو دست ابرنجنم تا شود آزاد کلی گردنم
💡 گفت دست ابرنجنم ای نامدار بوده است از مادر خود یادگار
💡 از زرش خلخال و دست ابرنجنش رشته ابریشمین در گردنش