لغت نامه دهخدا
تماشاچی. [ ت َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) نگرنده و آنکه در جایی برای تمتع بردن نظر می آید. ( ناظم الاطباء ). نظارگیان. بازی بین. ج، تماشاچیان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
تماشاچی. [ ت َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) نگرنده و آنکه در جایی برای تمتع بردن نظر می آید. ( ناظم الاطباء ). نظارگیان. بازی بین. ج، تماشاچیان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
( ~. ) [ ع - تر. ] (ص مر. اِمر. ) کسی که نمایش، بازی یا مسابقه ای را تماشا کند.
کسی که بازی و نمایش یا مسابقه و امثال آن ها را تماشا می کند، تماشاگر.
کسی که بازی ونمایش یامسابقه راتماشامیکند
( صفت اسم ) کسی که نمایش یا بازی یا مسابقه ای را تماشا کند تماشاگر.
کسی که نمایش، بازی یا مسابقهای را تماشا کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسب مدال طلای (تیمی) مسابقات کاراته قهرمانی جهان در آلمان که تیم ملی ایران پس از ۵۰ سال به فینال این رقابتها راه یافت و نتیجه نهایی بستگی به مسابقه وی با حریف داشت و علیرغم مصدومیت شدید از ناحیه پای راست موفق شد حریف آلمانی را، که از حمایت بیست هزار تماشاچی بهره میبرد، شکست دهد و تیم ملی ایران بر سکوی نخست جهان ایستاد.
💡 این مسابقات در ۱۸۷۶ آغاز شد. امالبی اولین لیگ ورزشی واقعی در ایالات متحده بود و تا سال ۱۹۷۲ بیشترین تماشاگران تلویزیونی را داشت. در این سال تعداد تماشاچیان انافال (لیگ فوتبال آمریکایی) از این مسابقات بیشتر شد. از ۱۹۷۲ بهبعد نیز امالبی همواره پس از انافال دومین لیگ پربیننده در آمریکای شمالی بودهاست.
💡 همچنین تصاویر بسیاری از حضور تماشاچیان در داخل ورزشگاه با شعارهایی نظیر «زن، زندگی، آزادی» منتشر شد.
💡 آینتراخت به کسب عنوانهای زیادی در خارج از بوندسلیگا شدهاست. آنها در یکی از بهترین بازیهای تاریخ فوتبال در فینال جام اروپا از رئال مادرید ۷–۳ باختند و در حضور ۱۲۷۶۲۱ تماشاچی مقام نایب قهرمانی را به دست آوردند؛ بازی که در آن آلفردو دی استفانو ۳ گل و فرانس پوشکاش ۴ گل به ثمر رساندند.
💡 مانند انیماتیک، فوتوماتیک یک ابزار مطالعاتی است که کار را به یک عده تماشاچی نشان میدهند تا به وسیله تهیهکنندگان کار مؤثر بودن آن را آزمایش کنند.