فرهنگ فارسی
هرچه که بچیزی بمالند، داروئی که برعضوی بمالند، قطران، آب انگورکه دوثلث آن جوشیده باشد، خمر
هرچه که بچیزی بمالند، داروئی که برعضوی بمالند، قطران، آب انگورکه دوثلث آن جوشیده باشد، خمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شبی چنین که شنیدی و سور شاه درو شده طلایه عشرت چو روز اول سال
💡 یکی ترازوی عقل است و کیمیای نظر یکی طلایه مرگ است و اژدهای روان
💡 ز ناگه طلایه بدو بازخَورد به شمشیر از ایشان برآورد گرد
💡 طلایه برون از دو لشکر شدند ابا گرز و شمشیر و خنجر شدند
💡 سواری هزار از دلیران چین طلایه بدند اندر آن دشت کین
💡 نگهبان لشکر به روز و شبان چه مایه طلایه ست بر پاسبان