لغت نامه دهخدا
بارشی. [ رِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بارش: هوای بارشی. ابر بارشی. رجوع به بارش شود.
بارشی. [ رِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بارش: هوای بارشی. ابر بارشی. رجوع به بارش شود.
{praecipitatio} [علوم جَوّ] ابر فرعی به شکل بارشی، یعنی باران یا باران ریزه یا یخدانه یا تگرگ و غیره، که از ابر می ریزد و به سطح زمین می رسد؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازپوشنی و باراپوشنی و پوشن کومه ای و پوشنی و کومه ای و کومه ای بارا می آید
بارشی ابر فرعی است به شکل بارشی ( باران، باران ریزه، یخدانه، تگرگ و غیره ) که از ابر می ریزد و به سطح زمین می رسد؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازپوشنی، باراپوشنی، پوشن کومه ای، پوشنی، کومه ای و کومه ای بارا می آید.
ابر فرعی به شکل بارشی، یعنی باران یا بارانریزه یا یخدانه یا تگرگ و غیره، که از ابر میریزد و به سطح زمین میرسد؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازپوشنی و باراپوشنی و پوشنکومهای و پوشنی و کومهای و کومهایبارا میآید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابرهای فرازپوشنی گاهی نازک و گاهی ضخیمند و به وسیلهٔ آنها میتوان ریزش باران را پیشبینی نمود، چرا که این ابرها غالباً پیش از وقوع طوفانهایی که منجر به بارشی مداوم و در سطحی وسیع میشود شکل میگیرند.
💡 در باغهای پشت قبرستان نو(حاج شیخ عبدالکریم) نماز باران خواندند. گزارش هواشناسان غربی که در پادگان خاک فرج بودند گویای این بود که بارشی روی نخواهد داد. اما بر خلاف این پیش بینی با توجه به منابع زیاد و همچنین خاطرات سید موسی شبیری زنجانی و دیگر افراد که خود در این مراسم حضور داشتند بارانی نسبتا شدید بارید. همچنین تعدادی از نویسندگان و شاعران معاصر در کتاب های خود این واقعه را ذکر کرده اند.
💡 کشت امید تشنه لبان، بارشی ندید در دیده تا نم است، بگریید زار زار