واژه «لَهْس» یا «لَهَس» واژهای عربی و از ریشههای قدیمی در لغت است که در منابع لغوی مانند منتهیالارب و دیگر فرهنگهای کهن، معانی متعددی برای آن ذکر شده است. یکی از مهمترین معانی این واژه «لیسیدن» است، یعنی با زبان چیزی را لمس کردن و مزه کردن، مشابه حالتی که حیوانات یا انسان برای چشیدن غذا انجام میدهند. در کاربرد دیگر، «لهس» به معنای خوردن پستان توسط کودک نیز آمده است، بهویژه زمانی که خوردن همراه با لیسیدن و بدون مکیدن کامل انجام میشود. این واژه همچنین برای توصیف حالتی به کار میرود که فرد یا حیوان با حرص و ولع به سمت غذا هجوم میبرد و آن را بهسرعت مصرف میکند. در این معنا، «لهس» نشاندهنده شدت اشتیاق و طمع در خوردن یا نزدیک شدن به غذاست. برخی لغتنامهها این واژه را مترادف «لحس» نیز دانستهاند که هر دو به معنای لیسیدن هستند و تفاوت معنایی بسیار جزئی دارند. از نظر کاربردی، «لهس» بیشتر در متون کهن عربی دیده میشود و در زبان فارسی امروزی کاربرد رایج ندارد. این واژه در اصل بیانگر یک رفتار فیزیکی مرتبط با دهان و زبان است که میتواند هم در انسان و هم در حیوانات مشاهده شود. در معنای مجازی، گاهی برای توصیف حرص و ولع شدید در دستیابی به چیزی نیز به کار رفته است. بنابراین، «لهس» واژهای است که هم معنای ساده لیسیدن را دارد و هم در برخی موارد به شدت اشتیاق و حرص در خوردن یا گرفتن چیزی اشاره میکند.
لهس
لغت نامه دهخدا
لهس. [ ل َ ] ( ع مص ) لیسیدن. لحس. || پستان لیسیدن کودک بی مکیدن. || انبوهی کردن بر طعام از حرص و آز. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
لیسیدن. پستان لیسیدن کودک بی مکیدن.