مثاقیب تصویر معنی مثاقیب لغت نامه دهخدا مثاقیب. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مثقوب. مرواریدهای سوراخ شده. لآلی سفته: و اذا ثقبت اللآلی قیل لهامثاقیب علی وزن مملوک و ممالیک. ( الجماهر ص 132 ). فرهنگ فارسی مرواریدهای سوراخ شده کلمات مرتبط مشقوق ماکوله مسمطه مغیبات مشققه مثکله