لغت نامه دهخدا
طشکر. [ طِ ک َ ] ( اِخ ) حصاری است بس استوار در شهرستان جیان از اعمال اندلس و بر زبر آن نتوان شدن مگر با نردبان. ( معجم البلدان ج 6 ص 49 ). حصنی به اسپانیا، نزدیک شهر بسطة.
طشکر. [ طِ ک َ ] ( اِخ ) حصاری است بس استوار در شهرستان جیان از اعمال اندلس و بر زبر آن نتوان شدن مگر با نردبان. ( معجم البلدان ج 6 ص 49 ). حصنی به اسپانیا، نزدیک شهر بسطة.
حصاریست بس استوار در شهرستان جیان از اعمال اندلس و بر زبر آن نتوان شدن مگر با نردبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مواضع آبه (آوه یا آوج) اردان (اروان) گلچین (کلنجین) و طشکری (طبلشکین) و سیف آباد که معظمات قرای آن و حقوق دیوانی آن نه هزار و پانصد دینار است و آوه (آوج) به عنوان شهری یاد میکند که در عهد او دارای بارو بودهاست.