لغت نامه دهخدا
گراندبورگ. [ گ ِ ] ( اِخ ) حاکم نشین کرز بخش گِرِه نزدیگی گارتامپ، دارای 2422 سکنه است.
گراندبورگ. [ گ ِ ] ( اِخ ) حاکم نشین ماری گالانت ( آنتیل فرانسه )، دارای 12800 سکنه و دارای بندری است.
گراندبورگ. [ گ ِ ] ( اِخ ) حاکم نشین کرز بخش گِرِه نزدیگی گارتامپ، دارای 2422 سکنه است.
گراندبورگ. [ گ ِ ] ( اِخ ) حاکم نشین ماری گالانت ( آنتیل فرانسه )، دارای 12800 سکنه و دارای بندری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جکسون علاوه بر خدمت در مجلس نمایندگان و سنای ماساچوست، به عنوان خزانهدار و دریافتکننده کل استان نیز خدمت کرد. او در بوستون درگذشت و در گرانری بورینگ گراند در بوستون به خاک سپرده شد.
💡 دل، گاه روى كند و گاه، روى گرداند. چون روى آورد، او را بهنوافل واداريد! و چون روى گراند، واجبات را كفايت كنيد! اگر پروردگار، معصيت را بهعقوبت وعده نداده بود، بنده را واجب بود كه به شكرانه نعمت، گناه نورزد.