مراحل گزین

لغت نامه دهخدا

مراحل گزین. [ م َ ح ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) کنایه از دائم السفرو کثیرالسفر که از منزلی به منزلی رود:
صیدگری بود عجب تیزبین
بادیه پیمای و مراحل گزین.نظامی.

جمله سازی با مراحل گزین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمند بلندت به قطع مراحل کند با کمیت فلک همعنانی

💡 چه حاصل که از صوب تحقیق دوری به نزدیک دانا به چندین مراحل

💡 کاری است که دارای مراحل اجرایی متعدد است به گونه‌ای که با انجام هر مرحله، گام مشخص بعد امکان‌پذیر می‌شود.

💡 سرتا قدمش دیدم و سنجیدم و گفتم چیزی که مراحل نشد، آن سرّ دهان است

💡 نشاید رسیدن به درگاه جاهت ز طی مراحل ز قطع منازل

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز