لغت نامه دهخدا
عالم عنصری. [ ل َ م ِ ع ُ ص ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد عالم عناصر و جسمانیات است که عالم عناصر گویند. ( از شرح حکمة الاشراق ص 244، 137، 266، 290 ).
عالم عنصری. [ ل َ م ِ ع ُ ص ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مراد عالم عناصر و جسمانیات است که عالم عناصر گویند. ( از شرح حکمة الاشراق ص 244، 137، 266، 290 ).
مراد عالم عناصر و جسمانیات است که عالم عناصر گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به آسانی زجسم عنصری جان چون برون آید؟ که از قید فرنگ این چار دیوارست گیراتر
💡 منوچهری در قصیدهٔ «لغز شمع» که در ستایش استادش عنصری سروده، بیتی بدین گونه دارد:
💡 گفتم این مدحت بدانسانی که گوید عنصری: «باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود»
💡 امروز احرار زمن خوانندم استاد سخن صد عنصری در پیش من شاگرد اشعار آمده
💡 تا زمحمود و ز سنجر ماند خواهد در جهان نام نیک از گفته های عنصری و انوری
💡 شعر افغانستان ریشه کهن دارد، که بیشتر به زبانهای دری و پشتو سروده میشود. شعر افغانستان با فرهنگ افغانستان ارتباط دارد و عنصری از ادبیات افغانستان است.