واژه «بررستن» در زبان فارسی یک فعل مرکب و کهن است که در اصل به معنای روییدن، رشد کردن و از زمین سر برآوردن به کار میرود و از نظر معنایی با فعل «رستن» همریشه و نزدیک است. این واژه زمانی استفاده میشود که گیاه یا سبزهای از دل خاک بیرون میآید و شروع به رشد و نمو میکند، به گونهای که حالت جوانه زدن و آشکار شدن حیات در طبیعت را نشان میدهد. بنابراین یکی از مهمترین معانی «بررستن» همان روییدن و سبز شدن گیاهان و درختان است که در متون ادبی فارسی بسیار به کار رفته است. علاوه بر این، در کاربردهای گستردهتر، «بررستن» میتواند به معنای رشد کردن و به مرحله کمال رسیدن نیز باشد، بهویژه زمانی که درباره انسان یا موجود زنده صحبت میشود. در این معنا، واژه به مفهوم بزرگ شدن، بالغ شدن و رسیدن به مرحله پختگی جسمی یا فکری نیز اشاره دارد. در ادبیات فارسی، شاعران از این واژه برای توصیف رشد طبیعی گیاهان و همچنین رشد انسانها به صورت استعاری استفاده کردهاند تا مفهوم شکوفایی و تکامل را بیان کنند. برای مثال، در متون کهن گفته میشود که گیاهی از خاک «بررست» تا نشاندهنده قدرت آفرینش و رویش در طبیعت باشد. همچنین در معنای انسانی، «بررستن» میتواند به دوران بلوغ و رسیدن به سن رشد و مسئولیتپذیری اشاره داشته باشد. این واژه در برابر مفاهیمی مانند خشکیدن، پژمردن یا نابودی قرار میگیرد و همواره بار معنایی مثبت و زنده بودن را منتقل میکند. بنابراین این کلمه واژهای ادبی و کهن در زبان فارسی است که هم به معنای روییدن و رشد طبیعی و هم به معنای رشد و بلوغ انسان به کار میرود و مفهوم کلی آن شکوفایی، زندگی و رسیدن به کمال است.
بررستن
لغت نامه دهخدا
بررستن. [ ب َرْ، رُ ت َ ] ( مص مرکب ) روییدن. برستن. رستن:
ببالای بررسته چون زادسروی
بروی دل افروز چون بوستانی.فرخی.نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی
بر رست و بر دوید بر او بر بروز بیست.ناصرخسرو.شبانی بیابانی آمد ز راه
نیی دید بررسته از قعر چاه.نظامی.باش چون دولاب نالان چشم تر
تا ز صحن جانت برروید خضر.مولوی.و رجوع به رستن شود. || بزرگ شدن. بالغ شدن:
چو بررست و آمدش هنگام شوی
چو پروین شدش روی و چون قیر موی.فردوسی.
جمله سازی با بررستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سبزهها از خاک بررستن گرفت تا نماید کشتها که کردهای