استعفاء

استعفاء

استعفاء به معنای کناره‌گیری آگاهانه و داوطلبانه فرد از مقام، شغل یا مسئولیتی است که بر عهده دارد و معمولاً به صورت رسمی و با ارائه درخواست به مقام بالاتر انجام می‌شود. این واژه بیشتر در محیط‌های اداری، سیاسی، سازمانی و مدیریتی به کار می‌رود و نشان‌دهنده پایان همکاری فرد با یک موقعیت شغلی به اختیار خود او است. این اقدام زمانی رخ می‌دهد که فرد به دلایل مختلفی مانند مسائل شخصی، ناتوانی در ادامه کار، اختلاف نظر با ساختار سازمانی یا پذیرش مسئولیت جدید، تصمیم به ترک جایگاه خود می‌گیرد. در این حالت، فرد بدون اجبار مستقیم از سوی دیگران، مسئولیت خود را واگذار می‌کند و از ادامه فعالیت در آن سمت صرف‌نظر می‌نماید. از نظر حقوقی و اداری، استعفاء معمولاً باید به صورت کتبی ارائه شود و پس از بررسی و پذیرش توسط مقام یا نهاد مربوطه، رسمیت پیدا می‌کند. این فرآیند در بسیاری از سازمان‌ها دارای ضوابط و مقررات مشخصی است تا از ایجاد اختلال در امور اجرایی جلوگیری شود. این حالت با برکناری یا اخراج تفاوت دارد، زیرا در برکناری تصمیم از سوی مقام بالاتر اتخاذ می‌شود، اما در استعفاء تصمیم‌گیرنده اصلی خود فرد است. در تاریخ سیاسی و اجتماعی نیز استعفاء بسیاری از مقامات مهم، نشانه تغییرات بزرگ یا تحولات اساسی در ساختار قدرت بوده است. این مفهوم همچنین می‌تواند بیانگر مسئولیت‌پذیری فرد باشد، زمانی که او برای حفظ منافع سازمان یا جلوگیری از بحران، خود را کنار می‌کشد. به طور کلی، این کلمه به معنای ترک داوطلبانه یک موقعیت شغلی یا مسئولیتی رسمی است که با هدف پایان دادن به همکاری حرفه‌ای و انتقال وظایف به فرد یا ساختار دیگر انجام می‌شود.

لغت نامه دهخدا

استعفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) معاف کردن تکلیف خواستن. ( منتهی الارب ). معاف کردن خواستن. ( زوزنی ). استدعاء کناره گیری از شغل: از شغلهائی که بدیشان مفوض بود که جز بدیشان راست نیامدی و کس دیگر نبود که استقلال آن داشتی، استعفا خواستند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 334 ). فضل بخراسان رفت و دو سال ببود و مالی به زایران و شاعران بخشید و پس استعفا خواست و بیافت.( تاریخ بیهقی ص 423 ). هر گاه که از جانب سلطان در آن معاتبت مبالغه رفتی از وزارت استعفا خواستی. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 359 ). || از گناه درگذشتن خواستن. طلب آمرزش کردن. عفو خواستن. خطا از کسی معاف کنانیدن. ( غیاث ). || بلب گرفته صافی کردن شتر گیاه خشک را. ( از منتهی الارب ): استعفت الابل الیبیس َ؛ اخذته بمشافرها مستصفیة. ( اقرب الموارد ).
- استعفا خواستن و استعفا دادن و استعفا کردن؛ از شغل معافیت خواستن. خود را خلع کردن.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) تقاضای معافیت از انجام کار.،~ نامه نامه ای که تقاضای کناره گیری از شغل یا کار در آن نوشته شده است.

ویکی واژه

تقاضای معافیت از انجام کار.؛~ نامه نامه‌ای که تقاضای کناره گیری از شغل یا کار در آن نوشته شده‌

جمله سازی با استعفاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۲۳ شهریور ۱۳۲۰ سفیرهای انگلیس و روس به رضا شاه اولتیماتوم دادند که او باید تا ساعت دوازده و نیم ظهر روز ۲۶ شهریور استعفا دهد و اگر استعفاء ندهد، تهران اشغال خواهد شد، سلطنت از بین خواهد رفت و یک دولت اشغالی از روس و انگلیس به وجود خواهد آمد.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز