لغت نامه دهخدا
استسرار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سریه گرفتن. ( منتهی الارب ). استسراء. || پنهان شدن. ( منتهی الارب ). نهان شدن. پنهان شدن ماه. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).
استسرار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سریه گرفتن. ( منتهی الارب ). استسراء. || پنهان شدن. ( منتهی الارب ). نهان شدن. پنهان شدن ماه. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ. ابن عباس گفت: مردان منافق سیصد بودند و زنان منافقات صد و هفتاد، بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ ای هم ید واحدة و صنف واحد فی اظهار الایمان و استسرار الکفر. میگوید همه از یک دست بودند چون یک تن بودند در اظهار ایمان و استسرار کفر و نفاق یتشابهون فی هذه الاخلاق المعدودة فی الآیة در امر منکر و نهی معروف و قبض دست هم چون هماند و بهم مانند.