برهنه کردن
مترادفها
عریان کردن، لخت کردن
متضادها
پوشاندن
لغت نامه دهخدا
برهنه کردن. [ ب ِ رَ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عریان کردن. ( ناظم الاطباء ). لخت کردن. عور کردن. لوت کردن. اعراء. تجرید. تعریة. تکشیف. حسر. قشد. قشط. کاشفة. کشط. کشف. کفح. مکاشفة:
چرا خامش نباشی چون ندانی
برهنه چون کنی عورت به بازار؟ناصرخسرو.زآنچه دانم که برهنه کندم فردا
خیره بر خویشتن امروز چه پوشانم ؟ناصرخسرو.استکشاف؛ برهنه کردن خواستن از کسی. ( از منتهی الارب ). حسر؛ برهنه کردن اندامی از اندامهای خود. سفر؛ موی و روی برهنه کردن. ( دهار ).
- برهنه کردن راز؛ فاش کردن آن:
کسی کو برهنه کند راز دوست
روا باشد ار بردرانیش پوست.ابوشکور.- برهنه کردن سر؛ بی کلاه کردن آن. کلاه و دستار و جز آن از سر برگرفتن: سفر؛ برهنه کردن سر و جز آن. ( از منتهی الارب ).
- || آشکارکردن:
عشق را سر برهنه باید کرد
بر سر چارسوی رسوایی.عطار.|| از غلاف بدر آوردن: اشحان؛برهنه کردن شمشیر را. ( از منتهی الارب ). || بی حجاب و بی پرده کردن. ( آنندراج ). نقاب برداشتن. || غارت کردن. || پوست برگرفتن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
عریان کردن لخت کردن.
جمله سازی با برهنه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سوی دیگر تصاویر گستردهای منتشر شد که نشان میداد نظامیان اسرائیلی اقدام به برهنه کردن اسرای فلسطینی و نگه داشتن آنها در معرض دید عموم و در هوای سرد میکنند.
💡 یکی از روشهای شکنجه زندانیان، از جمله، زندانیان سیاسی، برهنه کردن آنان به گونه گروهی و در هوای سرد و سپس زدن آنان با چوب و چماق و کابل و کمربند است.
💡 گوید این شرمنده است از نیک و بد از برهنه کردن، او از تو رمد
💡 در لائوس، هنری موهوت فرانسوی در سال ۱۸۵۸ از زنان لائوس عکسی گرفت که باکرهها را با سینههای پوشیده و زنان متأهل را با تمام سینههایشان در معرض دید عموم نشان میداد، زیرا برهنه کردن سینهها برای شیردهی غیرجنسی تلقی میشد.
💡 اولین موارد مطالعه شده مرتبط با هیستری اپیدمی، شیداییهای رقص قرون وسطی، از جمله رقص سنت جان و تارانتیسم است. قرار بود اینها با تسخیر روح یا نیش رتیل مرتبط باشد. افراد مبتلا به شیدایی رقص در گروههای بزرگ، گاهی برای هفتهها در یک زمان میرقصیدند. این رقص گاهی با برهنه کردن، زوزه کشیدن، انجام حرکات زشت یا حتی خندیدن یا گریه تا حد مرگ (به گزارشها) همراه بود. شیدایی رقص در سراسر اروپا گسترده بود.