بی حجاب

فرهنگ عمید

فاقد پوشش اسلامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - بی پرده. ۲ - زنی که بدون چادر و نقاب بیرون آید.

فرهنگستان زبان و ادب

{unveiled} [مطالعات زنان] زنی که حجاب را از سر یا تن برداشته باشد

جمله سازی با بی حجاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه نتوانم ز غیرت همره او سایه دید دیدمش خورشیدوش در چشم مردم بی حجاب

💡 گر بی حجاب یار درآید به خانه ام چشم از حجاب، حلقه در می شود مرا

💡 نظر چگونه به روی تو بی حجاب کنیم؟ که ما حجاب ز نظاره نقاب کنیم

💡 در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است تیغ برهنه باشد رویی که بی نقاب است

💡 رسید ساقی سرمست و جام می بر دست حریف رند چنین بی حجاب خوش باشد

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز