طارد

لغت نامه دهخدا

طارد. [ رِ ] ( ع ص ) راننده: وَ مااَنا بطارد الّذین آمنوا. ( قرآن 29/11 ). و ما انا بطارد المؤمنین. ( قرآن 114/26 ). سخت راننده. رادع.
- طاردالریاح؛ بادکُش. بادشکن. کاسرالریاح.

فرهنگ فارسی

راننده رادع

جمله سازی با طارد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2 يقين؛ قال على عليه السلام: نعم طارد الهموم اليقين. بحار / 77 /2 11

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز