جزاءه

لغت نامه دهخدا

( جزاءة ) جزاءة. [ ج ُ ءَ ] ( ع اِ ) دسته درفش و کارد و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دسته کارد و امثال آن. ( از متن اللغة ). دسته سوزن بزرگ و درفش جل دوزی. ( از اقرب الموارد )( از تاج العروس ). دسته کارد و شمشیر و جز آن. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). || چوب دوشاخه که تاک رز را به وی برگیرند از زمین. ( منتهی الارب ). چوب دوشاخه ای که تاک را از زمین بدان برگیرند. ( ناظم الاطباء ) ( از تاج العروس ). || در لغت شیبان بمعنی ناحیه و قسمت مؤخر خانه باشد. ( از متن اللغة ).

جمله سازی با جزاءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چون كثرت را در آن راه نيست، واجب بالذات است زيرا كه امكان و وجوب بالغير مستلزمطريان عدم بالامكان است و امكان طريان عدم، مستلزم تركيب از وجود و ماهيت يا انقلاب ياامكان اتصاف شيى ء به نفس و ضد و اين دومحال است و چون از تركيب و تحديد، برى است ثانى ومقابل او را نيست زيرا كه ثانى، مستلزم مابه الاشتراك و مابه الامتياز است و اين مستلزمتركيب و تركيب، مستلزم امكان، (( من حده فقد عده و من عده فقد ثناه و من ثناه فقد جزاءه ومن جزاءه فقد جهله (133) )) چون ثانى ومقابل ندارد هيچ موجودى از او خارج نخواهد بود ك اگر وجودى از او خارج باشد، ثانى وحد و تجزيه در آن راه يابد و چون وجودى از ان خارج نيست پس صادق است كه تماموجودات است به نحو اشرف و اعلا از آنچه بهخيال صاحبان خيال درآيد.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز