لغت نامه دهخدا
ارغوان تن. [ اَ غ َ ت َ ] ( اِخ ) مریخ. ( آنندراج ):
بالات، شجاع ارغوان تن
زیر تو عروس ارغنون زن.خاقانی.
ارغوان تن. [ اَ غ َ ت َ ] ( اِخ ) مریخ. ( آنندراج ):
بالات، شجاع ارغوان تن
زیر تو عروس ارغنون زن.خاقانی.
مریخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از زمرد گردی ار بر دامن لعلش نشست یا غباری دارد از سنبل گلش بر ارغوان
💡 ثبت خانه ارغوان در لیست سازمان میراث فرهنگی به دلیل وجود درخت ارغوانی است که هوشنگ ابتهاج، شعر معروف «ارغوان» خود را برای آن گفتهاست.
💡 این درخت همیشه سبز بین ارتفاع ۰ الی ۲۰ متر رشد دارد پوست تنه آن صاف. رنگ میوهها از سفید تا قرمز و قرمز و ارغوانی فرق میکند.
💡 گاهی بلاله میگذرم، گه بر ارغوان، گاهی بماه مینگرم، گه بر آفتاب
💡 شوگونسالاری توکوگاوا در قوانین کین-چو-نامپو تصریح میکند که اگر قرار است به شخصی لباس ارغوانی داده شود، باید ابتدا به شوگونسالاری توکوگاوا گزارش داده شود.
💡 روز صید ورزم باد از خون نَخْجیر و عدو در کف تو ارغوانی خنجر نیلوفری