بلاله

بلاله

لغت نامه دهخدا

( بلالة ) بلالة. [ ب َ ل َ ] ( ع مص ) مبتلی شدن به چیزی و درآویختن بدان. ( از منتهی الارب ). آزموده شدن به چیزی و درآویخته شدن به آن. ( ازذیل اقرب الموارد از لسان ). بَلل. بُلول. و رجوع به بلل و بلول شود. || یافتن و دانستن: ما بللت به؛ نیافتم و ندانستم آن را. ( از منتهی الارب ).
بلالة. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بقیه مودت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بُلالة. بُلّة. رجوع به بلالة و بلة شود.
بلالة. [ ب ُ ل َ ] ( ع اِ ) تری. نمناکی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). تری. ( دهار ). || بقیه مودت. ( منتهی الارب ): طویت فلانا علی بلالته؛ تحمل او را کردم با وجود بدی و عیبی که در او بود، یا با او مدارا کردم در حالی که بقیه ای از مودت و دوستی در وی بود. بَلالة. بُلّة. رجوع به بُلة شود.

فرهنگ فارسی

تری و نمناکی ٠ تری ٠ یا بقی. مودت ٠ گویند طویت فلانا علی بلالته یعنی تحمل او را کردم با وجود بدی و عیبی که در او بود یا با او مدارا کردم در حالی که بقیه ای از مودت و دوستی در وی بود.

دانشنامه عمومی

بلاله ( به عربی: البلالة ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان ام البواقی واقع شده است.

جمله سازی با بلاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلای دین و دل آمد بسنبل و بادام شفای جان و تن آمد بلاله و مرجان

💡 ایا حریف گل اندام چون رسید بهار ز بهر کام دل آور بلاله زار گذار

💡 نرگس بلاله بیند و دارد تأسفی چون سرخوشی که سوخته باشد کباب او

💡 بی روی گلعذار مخوانم بلاله زار بی گل نوای بلبل و شور هزار نیست

💡 گفتم به لاله و گل، روی تو داد رنگ گفتا دهد بلاله و گل رنگ ماهتاب

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز